تبليغاتX
طبقه n ٱم
یادداشت های ساکن طبقه n ٱم

گاهی دلم می خواهد از همه چیز ایراد بگیرم از رنگ سفید دیوار اتاقم گرفته تا عدم حضور بانوان در ورزشگاه ها .گاهی دلم می خواهد شعر بگویم و همه چیز را آهنگین بنویسم.گاهی دلم می خواهد پرواز کنم .اما نمی دانم به کجا؟شاید هفت آسمان خدا یا شاید هم آسمان خیالات خودم!گاهی دلم می خواهد نبینم این همه زشتی و پلیدی را.گاهی دلم می خواهد گریه کنم از برای پژمرده شدن گل سرخ تا  قهر با دوستم.گاهی دلم می خواهد متنی بنویسم اما قلم مرا از این کار باز می دارد.در عوض گاهی اوقات ناگهان قلم در دستانم جان می گیرد و آن قدر می نویسم که حساب زمان از دستم در می رود.گاهی دلم می خواهد تنها باشم.چون از آدم ها خسته می شوم.گاهی دلم می ‌خواهد ‌‌‌‌‌‌‌به بالا پشتبان طبقه انم بروم و از آن جا به تهران نگاه کنم .گاهی دلم می خواهد در مقابل معلمانم فریاد بزنم و  به آن ها بگویم چرا از ۲۶ فروردین تا اردیبهشت هر روز از من امتحان گرفتند مگر نمی دانستند که من امتحان نهایی دارم .

احساس می کنم خیلی چیزهای دیگر دلم می خواهد اما اگر همین ها هم به گوش چند نفر برسد برای من بس است.الهی خدا هر چی داداش حسین می خواهد بهش بده که این وبلاگ را برای من درست کرد.اگر طبقه انم و میهمان های خوب آن نبودند من برای کی درد و دل می کردم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 20:27  توسط ساکن طبقه n ٱم  | 

غول مد این روز ها همه چیز را تحت تاثیر خود قرار می دهد وحتی به موسیقی هم رحم نکرده وآن را به طرز معجزه آسایی تحت تاثیر خود قرار داده است.

موسیقی دنیای بزرگ وزیبایی دارد.دنیایی که در آن خواننده از طریق آهنگ و ترانه با ما سخن می گوید.موسیقی و مخصوصا موسیقی پاپ و راک  این روز ها طرفداران زیادی دارندو غالبا طرفداران موسیقی پاپ و راک را جوانان تشکیل می دهند

مد چند سالی اشت که در حال تاثیر بر دنیای موسیقی است.در این مطلب بر آن شدم تا درباره خوانندگان معروف در چند سال اخیر بنویسم .از دی جی مریم آغاز می کنم. دی جی مریمی که در  تابستان ۸۳ بر سر کار آمد و بسیاری صدای آن را به صدای گوگوش نسبت دادند.دی جی مریم در اواخر پاییز ۸۳از مد افتاد و جایگاه کاغذین خود را به فریدون داد.فریدونی که با آهنگ(آهای خوشگل عاشق )از اوایل پاییز بر سر کار آمد و در پاییز و زمستان ۸۳ میهمان ضبط های ما بود.اما فریدون هم ناگهان در شرایطی مشابه با دی جی مریم از مد افتاد.بعد از فریدون مهدی مقدم ـ هومن سزاوار و خیلی های دیگر بر سر کار آمدند که دوامی نداشتند و خیلی زود از مد افتاد.سال ۸۳ پایان یافت وهمراه آن دی جی مریم و فریدون نیز غروب کردند.

سال ۸۴ سال شلوغ و پرکاری برای دنیای موسیقی بود.در سال ۸۴ ابتدا خوانندگان لس آنجلسی فاتح ضبط ها شدند و تقریبا تا اواخر بهار جایگاه خود را حفظ کردند.تا آنکه ناگهان محسن چاووشی ـ محسن یگانه و حامد هاکان بر سر کار آمدند و لس آنجلسی ها را مغلوب خود کردند.ابتدا چاووشی برسر کار آمد و خود کشی آن مثل بمب صدا کرد بعد از آن یگانه و هاکان به همراه یکدیگر شهرت یافتند. در اواخر زمستان ۸۴ باز هم لس آنجلسی ها در حال مغلوب کردن موسیقی داخلی بودند که ناگهان بنیامین بهادری با دنیا دیگه مثل تو نداره و البته به صورت غیر مجاز بر سر زبان ها افتاد.بنیامین بعد ها ادعا کرد که دنیا دیگه مثل تو نداره اتفاقی پخش شده و اصلا علاقه ای به خواندن ندارد و در گذشته تنها ماکت صدا بوده .به هر حال خواسته یا نا خواسته بنیامین در واپسین روز های بهار با آلبوم بنیامین ۸۵ بر سر کار آمد و به جمع خوانندگان پیوست.

در بین خوانندگان مذکور تنها چاووشی ـ یگانه و هاکان تونستند آلبوم یا آهنگ دیگری تولید وبا استقبال مردم رو به رو شوند.چاووشی با آن صدای عجیب و ترانه های تاثیر گذارش.یگانه با صدایی نسبتا عجیب (که مورد علاقه من است) و  ترانه هایی گاه غمگین و گاه شاد.هاکان با آن صدای خاصش که بسیار شباهت صدای بچه های لوس را دارد توانستند مد را مغلوب خود کنند.بنیامین هم اکنون هم در ضبط ها است اما زمزمه هایی از براندازی آن به گوش می رسد.شاید بنیامبن آلبوم دیگری تولید نکند و به خوانندگان یک بار مصرف بپیوندد.اصلا اگر آلبوم دیگری هم تولید کند شاید پر فروش نشود.

مد در موسیقی بسیار کثیف عمل می کند یک روز دی جی مریم را ستاره می کند و فردا روز آن را به خاک سیاه می نشاند.مد همهن طور که قبلا گفتم برایم تعریف نشده است اما به یک نتیجه درباره ان رسیده ام آن هم این که گروهی آن را تحت کنترل دارند و هر وقت که بخواهند آن را به جهت های مختلف می برند.مد در حال حاضر مشغول نابود کردن موسیقی با معنا و زیبا وآفرینش خواننده های کاغذین است.مد مرا گیج کرده و تبدیل به یک علامت سوال بزرگ در ذهن من شده است.

خلاصه کلام مد خیلی چست و چابک در حال نابود کردن فرهنگ ایرانی است.امید است تا دیر نشده چاره ای برای مبارزه با آن پیدا شود .اگر نه.....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:59  توسط ساکن طبقه n ٱم  | 

از شنبه این هفته نیروی انتظامی طرح مبارزه با بدحجابی را آغاز نمود که البته از همین روزهای آغازین  با مخالفت عموم مردم مواجه شد. من نیز یکی از مخالفان این طرح هستم به همین جهت تصمیم گرفتم تا مطلبی در این باب بنویسم و این فعالیت را از دیدگاه خودم (یک دختر ۱۳ ساله) بررسی کنم.

از روزهای پیش از عید که همه در تلاطم خرید پوشاک نوروزی بودیم آغاز می کنم.تقریبا یک ماه پیش بود که برای خرید مانتو به میدان هفت تیر تهران رفتم.مانتو های داخل ویترین ها نشانگر این بود که امسال هم مثل پارسال خبری از یک مانتوی مناسب نیست.امسال هم مثل پارسال مد حرف اول را می زد.امسال در تهران مانتو هایی کوتاه که با طرح ترمه منجوق دوزی شده بود همه ویترین ها پر کرده بود .مانتو هایی که هم تنگ بودند وهم پر زرق و برق.حال که خرید های عید به پایان رسیده و آن مانتو ها بر تن دختران تهرانی است.نیروی انتظامی تصمیم به مبارزه با بد حجابی گرفته!گویا آن هنگام که مانتو های تنگ در ویترین مغازه ها خود نمایی می کردند نیروی انتظامی این مانتو ها را شوخی گرفته اند و فکر کرده اند که کسی آن ها را خریداری نمی کند!

خوب نوبتی هم که باشد نوبت مد است. مد را در هنگام ورودش به ایران شوخی گرفتیم و آن گونه تصور کردیم که بعد از چند سال در میان جوانان از بین می رود اما حالا چندین سال است که در جامعه ما حرف اول را می زند و همچنان همه ی جوانان و نوجوانان مورد تاثیر قرار می دهد.این مد از کجا آمده ؟چه کسی  از آن پشتیبانی می کند ؟اصلا این مد چیست که این گونه جوامع را تحت تاثیر قرار می دهد؟من که جواب این سوالات را نیافتم.آن چه فهمیدم آن که مد مشغول تاثیر فرهنگی در بین جوانان ایرانی است و به نوعی در حال نا بود کردن فرهنگ ایرانی است.

مد یکی از عواملی است که می‌تواند من و تو را از حجاب کامل بازدارد. اما ما مسلمان هستیم و اعتقادات خاصی داریم که از آن‌ها پیروی می‌کنیم. از بین رفتن مرزهای حجاب در بین نسل مابه دلیل از بین رفتن این اعتقادات است. اگر من اعتقادی به حجاب نداشته باشم اجبارهای نیروی انتظامی نه تنها نمی‌تواند من را با حجاب کند که باعث بدحجابی در من می‌شود. اصلا تا کی می توان اجبار را در دستور کار قرار داد.اگر در نسل بعد هیچ مخالفتی با کشف حجاب نبود برای آن زمان چه؟آیا حجاب باید در نسل بعد از ما بمیرد؟نسل من با اجبار نسل بعد از من چه؟آیا بهتر نیست در قلب هایمان اعتقاد به وجود آورند؟کما ابن که نسل مادر من اکثرا اعتقاد داشتند وبه همین دلیل است که مد در مقابل آن ها زانو خم می کند و به اصطلاح ما امروزی ها کم می آورد 

یکی دیگر از دلایل اعتراض من به این موضوع آن است که آیا فقط دختران باید حجاب را رعایت کنند یا آن که پسران هم باید حد و مرز داشته باشند؟من و هم سن و سال هایم وخیلی از دختران دیگر در جامعه امروزی خودمان محدودیم.مثلا چون پسر ها در کوچه و خیابان ول هستند من حق ندارمدر این سن با دوست هایم به بیرون بروم .چون امنبت نیست و نیمی از این نبود امنیت به خاطر همین آقا پسر ها است .آن هنگام که از مادرم می پرسم چرا جلوی پشر ها را نمی گیرند در پاسخ به من می گوید :چون پسرها در دوران جوانی و نوجوانی سرکش هستند و پدر و مادر ها هم معمولا از مقابله با آن ها عاجز اما دخترها نه .دختران در جامعه ما عادت کرده اند که در سنین نوجوانی و اوایل جوانی فدای خواسته های پسران شوند.

در مجموع علل بد حجابی از دید گاه من :۱تبلیغ روشن آن .۲مد.۳نبودن مساوات در بین دختر وپسر.۴اجبار می باشد.با این که گذشته ها نشان داده که اجبار بدترین کار ممکن است اما گویا در جامعه ما اجبار به دلیل آسان تر بودن نسبت به اعتقاد سازی ترجیح داده می شود.

به امید آن روز که مرزهای اجبار برداشته شود و اعتقادی از جنس فولاد در قلب جوانان (دختر و پسر) ایجاد شود. اعتقادی که تب مد قادر به ذوب آن نباشد.   

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 20:47  توسط ساکن طبقه n ٱم  |